میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

میوه دل

آفرین گلم موفق شدی

سلام نازگل من   بلاخره موفق شدی که دو قدم برداری بدون اینکه ما کمکت کنیم و چقدر ما ذوق کردیم . دیروز فقط یه قدم برداشتی و افتادی اما امروز دو تا سه قدم برداشتی و بعد افتادی و من با راه رفتن تو قند تو دلم آب میشد امیدوارم هرچه زودتر بتونی تو خونه بدویی قند عسلم چند روزه متوجه شدم خودت بدون کمک از تختت و ماشین شارژیت میری بالا و میای پایین و به کمک ما نیاز نداری . وقتی میگم سبحان خونه رو جارو کن جارو رو برمیداری و خونه رو جارو میزنی ، الهی قربون جارو زدنت برم گلکم . وقتی میریم پارک و تاب بازی میکنیم اینقدر آقایی که تا یه بچه می بینی منتظر تابه بهش اشاره میکنی و میگی دد   یعنی منو بیار پایین تا...
29 تير 1391

آفتاب بدم خدمتتون

سلام آرام جون مامی مدتی میشد که گیر داده بودی به عینک من و اصرار داشتی که ازم بگیریش و گاهی حتی به خاطرش گریه میکردی به همین دلیل بابایی برات یه عینک آفتابی برات گرفت و شما کلی با دیدنش ذوق کردی و وقتی زدمش رو چشات چنان ژستی برای من و بابایی گرفتی که نگو و برعکس همیشه ایستادی تا ازت عکس بگیرم فکر کنم احساس خوش تیپی می کردی . اینم عکس شماست با عینک قشنگت الهی مامانت فدات شه ...
29 تير 1391

آفتاب بدم خدمتتون

سلام آرام جون مامی مدتی میشد که گیر داده بودی به عینک من و اصرار داشتی که ازم بگیریش و گاهی حتی به خاطرش گریه میکردی به همین دلیل بابایی برات یه عینک آفتابی برات گرفت و شما کلی با دیدنش ذوق کردی و وقتی زدمش رو چشات چنان ژستی برای من و بابایی گرفتی که نگو و برعکس همیشه ایستادی تا ازت عکس بگیرم فکر کنم احساس خوش تیپی می کردی . اینم عکس شماست با عینک قشنگت الهی مامانت فدات شه ...
29 تير 1391

پیشرفتهای شاهزاده من

سلام دلبند من ، سلام جون من سلام به روی ماهت که روز به روز ماهتر میشه              چند روز پیش بعد از اینکه صبحونه ات رو خوردی من رفتم تو آشپزخونه که به کارام برسم که شما با یه حالت خاص گفتی ماما    منم گفتم جانم و شما چند بار صدام زدی و وقتی اومدم پیشت با دستت زدی رو زمین یعنی اینکه بشینم و وقتی که نشستم شروع کردی به تکون دادن خودت و بشکن زدن و گفتی نای نای   و اینجوری بهم فهموندی که برات آهنگ بذارم که برقصی و وقتی برات آهنگ گذاشتم و خودم شروع کردم به رقصیدن برات کلی ذوق کردی و بشکن زدی و واسم دست زدی . مامی قربون رقصیدنت بره الهی...
26 تير 1391

پیشرفتهای شاهزاده من

سلام دلبند من ، سلام جون من سلام به روی ماهت که روز به روز ماهتر میشه چند روز پیش بعد از اینکه صبحونه ات رو خوردی من رفتم تو آشپزخونه که به کارام برسم که شما با یه حالت خاص گفتی ماما منم گفتم جانم و شما چند بار صدام زدی و وقتی اومدم پیشت با دستت زدی رو زمین یعنی اینکه بشینم و وقتی که نشستم شروع کردی به تکون دادن خودت و بشکن زدن و گفتی نای نای واینجوری بهم فهموندی که برات آهنگ بذارم که برقصی و وقتی برات آهنگ گذاشتم و خودم شروع کردم به رقصیدن برات کلی ذوق کردی و بشکن زدی وواسم دست زدی . مامی قربون رقصیدنت بره الهی چند روز بود که دختر عمه مریم اومده بود پیش ما و چون اسمش فاطمه بود ما مخففش کردیم و فاطی صداش می زدیم و ش...
26 تير 1391

هدایای تولد

نفسم سلام به روی ماهت بیستم این ماه تولد یک سالگی شما رو به همراه دوستان جشن گرفتیم و دوستان زحمت کشیدن و واسه شما هدیه آوردن به همین دلیل برای تشکر از همشون می خوام تو وبلاگت لیست هدایا رو بنویسم تا یادگار بمونه اولین هدیه از طرف من و بابایی واسه دلبندمون  یک دوچرخه قشنگ از طرف دایی سعید و خاله سارا یک سه چرخه از طرف خاله سحر و خاله سمانه یک ماشین از طرف فرزین جون هلیکوپتر از طرف نازنین زهرا یک دست لباس از طرف محبوبه جون  یک دست لباس از طرف سمانه جون و پسرش معین   یک دست لباس از طرف زری جون و دخترش سوگند ...
23 تير 1391

هدایای تولد

نفسم سلام به روی ماهت بیستم این ماه تولد یک سالگی شما رو به همراه دوستان جشن گرفتیم و دوستان زحمت کشیدن و واسه شما هدیه آوردن به همین دلیل برای تشکر از همشون می خوام تو وبلاگت لیست هدایا رو بنویسم تا یادگار بمونه اولین هدیه از طرف من و بابایی واسه دلبندمون یک دوچرخه قشنگ از طرف دایی سعید و خاله سارا یک سه چرخه از طرف خاله سحر و خاله سمانه یک ماشین از طرف فرزین جون هلیکوپتر از طرف نازنین زهرا یک دست لباس از طرف محبوبه جون یک دست لباس از طرف سمانه جون و پسرش معین یک دست لباس از طرف زری جون و دخترش سوگن...
23 تير 1391

فرشته کوچولو اومد

سبحان من در آن روز که فرشتگان از عشق سرشار بودند و پایکوبی میکردند دانستم،‌ تو ای نازنین پای بر زمین خاکی عالم نهاده ای، پس برای خوش آمد گویی هدیه ای تقدیمت میکنم و آن قلب کوچک و بی ریای من است تولدت مبارک آرام جانم   بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم، با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی ...
23 تير 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد